مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
در آن زمان دنیای مسیحیت به دین مسیح چسبیده بود و دنیای اسلام به طور
نسبی به دین اسلام . از وقتی که ما اسلام را رها کردیم و شما مسیحیت را
رها کردید ، [ ما رو به انحطاط گذاشتیم و شما رو به پیشرفت ] ، بعد از
جنگهای صلیبی و رفت و آمدهای میان شرق و غرب و انتشار سفرنامهها [ در
کشورهای مسیحی ] و رابطهای که با تمدن اندلس ( تمدن اسپانیا ) پیدا
کردید و دانشجویانی به آنجا فرستادید و اقتباسهائی کردید ، و بعد از آن
که معیارهای مسیحیت را شکستید و به معیارهای اسلام روی آوردید ، [ دنیای
شما به ثمر نشست ] . اصلا پیدایش مذهب پروتستان [١] معلول برخورد شما
با دنیای اسلام بود . از آن روزی که شما مسیحیت را رها کردید و معیارهای
دیگری را که مال بیرون دنیای مسیحیت بود و بیش از پنجاه درصد آن را از
دنیای اسلام گرفته بودید به کار گرفتید دنیای شما به ثمرات ثمربخشی رسید
، و از آن روزی که ما واقعیت و حقیقت اسلام را رها کردیم و فقط یک قشر
و پوستهای از آن برای ما باقی ماند بدبخت شدیم ، به خیال خودمان اسلام در
میان ما عمل میشود ولی اسلام در میان ما عمل نمیشود .
بنابراین صحت فرضیه را عمل نشان میدهد ولی به شرط این که روشن شود
فرضیه دیگری در کنار آن وجود ندارد . همیشه در مسائل اجتماعی اینطور است
. بسیار ساده اندیشی است که وقتی در دنیا میبینیم مردمی وابسته به یک
مکتب ، پیروزیهایی کسب میکنند ، فورا آن پیروزیها را صددرصد برای آن
مکتب بدانیم ، بسا
١ . Protestant