مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
کند اما لااقل این مقدار نبوغ داشته است که بفهمد چنین اشکال بزرگی وجود
دارد . او تحت عنوان " مشکلات روشهای علمی جدید ( ١ " اولا میان
استقراء و تجربه اشتباه میکند ، بعد میگوید این مشکل را چگونه میتوانیم
حل کنیم که استقراء به یک سلسله موارد جزئی تعلق میگیرد ، ده مورد ،
بیست مورد ، هزار مورد ده هزار مورد را استقراء میکنیم ، ولی بعد آن
حکمی را که استقراء کردهایم به مواردی که استقراء نکردهایم تعمیم میدهیم
. این تعمیم با چه ملاکی است ؟ مثلی را که عرض کردم او نیاورده است ولی
مثل بسیار خوبی برای توضیح مطلب است . با این دستگاه فیلمبرداری - یعنی
دستگاه مشاهده و احساس - موارد مختلف را فیلمبرداری میکنیم ، مثلا هزار
مورد را عکسبرداری میکنیم و کنار هم میچینیم ولی علم با هزار مورد یا دو
هزار مورد درست نمیشود ، علم [ برای موارد ] نامتناهی است . اگر علم
میگوید آهن در حرارت انبساط پیدا میکند ابتدا یک مورد را استقراء کرده
است [٢] ، پس از آن دو مورد ، ده مورد ، هزار مورد را تجربه کرده
است ، ولی بعد یکمرتبه قانون عام میسازد ، یعنی مواردی را که مشاهده
کرده تعمیم میدهد ، میگوید : هر چه در دنیا از جنس آهن است - و هر چه
از جنس آهن در گذشته وجود داشته است و هر چه آهن در آینده وجود داشته
باشد ، مادام که فرمول آهن همین فرمول باشد و حرارتی که میگوئیم همین
حرارت باشد - در حرارت انبساط پیدا میکند .
[١] عنوانش دقیقا یادم نیست . [٢] البته به قول او استقراء است و الا اینها تجربه است .