مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
میگفت از وقتی که این دارو را میخورم خیلی حالم بهتر شده است . ولی این
اثر موقت بود ، دوباره سرطان حمله میکرد و تمام بیمارانش مردند .
بنابراین دانشمند تمام احتمالات را آزمایش میکند ، ممکن است اثر این
دارو موقت باشد ، ممکن است روی مرد مؤثر باشد ولی روی زن مؤثر نباشد ،
روی جوان مؤثر باشد ولی روی پیر مؤثر نباشد ، روی مردمی که دور از تمدن
جدید هستند مؤثر باشد ولی روی کسانی که در بطن این تمدن هستند مؤثر نباشد
، یا مثلا برای مزاج آسیائی و آفریقائی فرق کند ، و امثال اینها . بعد که
تمام شرائط را امتحان کرد و فهمید که این دارو ضد سل است و در هر شرایطی
قرار گیرد کشنده آن است ( تأثیر آن به شرایط مربوط نیست ) و یک تضادی
میان این دو وجود دارد ، شناخت ما به مرحله نهائی خود میرسد . پراتیک [١] مرحله آخر شناخت است . در پراتیک است که انسان عمل میکند ، در
پراتیک است که انسان طبیعت را در شرایط مختلف قرار میدهد ، در
پراتیک است که انسان طبیعت را تغییر میدهد . پس طرفداران ماتریالیسم
دیالکتیک اینطور تعبیر میکنند : شناخت ، سه مرحلهای است : مرحله بررسی
، مرحله تعقل و فرضیه ، مرحله عمل ، تغییر ، پراتیک ، یا هر نام دیگری
که روی آن بگذارید [٢] . بنابراین اینها هم شناخت را چند مرحلهای
میدانند .
Pratique[١] [ لغت فرانسوی است ] . [٢] اگر " چهار رساله " معروف مائو را دیده باشید ، در یک رساله راجع به پراتیک و در دیگری راجع به اینکه ایده چگونه تکامل پیدا میکند بحث میکند . او این مسائل را در آنجا و در جاهای دیگر خیلی مشخص بیان کرده است .