مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
کلیتر و برتر و بالاتر درست میکند . مثلا قانون تکامل . جامعه شناسی را
مطالعه میکنند به تکامل برمیخورند ، زیست شناسی را مطالعه میکنند به
تکامل برمیخورند ، بعضی علوم دیگر مثل زمین شناسی و آسمان شناسی را ممکن
است مطالعه کنند و به تکامل بر بخورند ، بعد میگویند قانون کلی جهان
تکامل است .
پس معرفت و شناخت ، سه مرحلهای است : مرحله احساس ، مرحله علم و
مرحله فلسفه . این نظریه در درجه اول مربوط به فیلسوف معروف انگلیسی
اسپنسر است ، کسی که فرق میان فلسفه و علم را در بالا رفتن درجه معرفت
میداند ، نه در اختلاف مسائل . نمیگوید که نوع مسائل فلسفی با نوع مسائل
علمی متفاوت است و نوع مسائل فلسفی از قلمروی مسائل علمی بیرون است ،
میگوید همین مسائل علمی یک درجه که بالاتر میرود ، اسمش میشود مسائل
فلسفی .
نظریه طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک
پیروان چپروی هگل ( طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک ) برای شناخت ، سه مرحله قائلند ولی نه به ترتیبی که هگل یا اسپنسر قائل بودند بلکه در واقع همان شناخت علمی را ( آنچه که دیگران شناخت علمی میدانند ) به عنوان مراحل شناخت میشناسند . اینها> میکند ، آهن دیگری را آزمایش میکنید ، میبینید انبساط پیدا میکند ، یا برای یک بیماری دارویی را آزمایش میکنید میبینید مؤثر است ، همینطور برای بیماریهای دیگر آزمایش میکنید ) میبینید مؤثر است ، آنگاه یک قاعده کلی علمی به دست میآورید .