مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
مکان است که به اشیاء صورت و شکل میدهد . ماده شناخت را از بیرون
میگیریم ( مثل خورشید ) ولی ذهن ما صورت آن را که زمان و مکان باشد به
آن میبخشد . این یک مرحله است . از این مرحله که بالاتر برویم ، تازه به
مرحله علمی و به مرحله فلسفی میرسیم . اشیاء را در زمان و مکان دیدن ،
هنوز در مرحله جزئی است . اینجاست که کانت آن مقولات معروف دوازده
گانه خودش را بیان میکند که هر سه چهار مقوله را در یک باب میآورد که
این از مباحث بسیار طولانی فلسفه است .
پس آقای کانت شناخت را دو مرحلهای میداند ولی به این ترتیب که
مرحله اول - که تقریبا مانند مرحله تخیلی است که ما میگوییم - مرحلهای
است که محسوسات وارد صورت زمان و مکان میشوند ، و مرحله دوم مرحله
مقولات دوازدهگانه است .
هگل [١] فیلسوف بسیار بزرگ آلمانی ، مانند کانت [٢] برای شناخت
مراحلی قائل است : مرحله علمی و مرحله فلسفی ، که آن هم باز داستانی
دارد ، ولی چون امروز نه فلسفه کانت و نه فلسفه هگل - به آن صورتهایی که
این دو برای شناخت مراحل قائلند - پیرو دارند [٣] ، و نه ما قبول
داریم و نه دیگران ، وقت شما را راجع به نظریات آنها که هر کدام شاید
چند جلسه وقت ما را بگیرد نمیگیریم .
١ . Hegel [٢] کانت و هگل دو فیلسوف بسیار بزرگ دنیا هستند . [٣] مانند نظریه افلاطون است ، یعنی جزء تاریخ فلسفه است و یک نظریهای که امروز مطرح باشد نیست .