مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
اهمیت میدهند این مسئله است ، آنجا که عرفا با یک نوع - به قول اقبال لاهوری - تجربه درونی ( که تعبیری بسیار عالی است ) مکانیزم پیشرفت کار قلب و دل را به عنوان منازل و مراحل بیان کردهاند . در اخلاق فلسفی - اخلاقی که همه فیلسوفان گفتهاند - همینقدر گفته شده است که برای انسان ایثار ، فضیلت ، ولی خودخواهی و استیثار رذیلت است ، شجاعت ، اخلاق ولی جبن و تهور ضد اخلاق است ، سخاوت خوب ، ولی بخل و اسراف بد است ، صبر و خویشتنداری خوب ، ولی جزع و فزع و بیتابی کردن بد است ، و از این قبیل مسائل . انسان یک کتاب اخلاق از کتب علمای اخلاق را که بخواند میبیند مجموعهای از امور را توصیه و مجموعه دیگری را منع کردهاند : آنها بد است و اینها خوب . آنگاه انسان خودش را مثل اتاقی میبیند که هیچ دکوری ندارد ، در و دیوارش خالی محض است ، ولی مقدار زیادی دکور و زینت آلات گذشتهاند و میگویند اگر میخواهی اینجا مزین شود ، اینها را نصب کن . فلاسفه چنین خیال کردهاند که نفس و روح انسان موجودی است که مجموعه این فضائل باید در آن وجود داشته باشد . ولی آنها ( عرفا ) گفتهاند مسأله اینطور نیست . تو مانند یک نهال در حال حرکت و تحول هستی ، دارای [ مسیری را ] منزل بعد از منزل طی میکنی . اگر میخواهی مراحل انسانیت را طی کنی باید از منزل اول شروع کنی و ده منزل را طی کنی ( برای فواصل کمتر صد منزل میگویند و برای فواصل نزدیکتر هزار منزل ) . مثلا اولین منزل تو " یقظه " ( بیداری و آگاهی ) است ، منزل دوم تو " توبه " است ، منزل