مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
این موضوع زیاد بحث کنم ، همینقدر میخواستم که بدانید نظر قرآن این است ، اسلام حرفش این است ، پیغمبر ( ص ) و علی ( ع ) حرفشان این است . در آیات قرآن و کلمات پیامبر اکرم ( ص ) و ائمه اطهار در این زمینه اینقدر مطلب هست که الی ماشاءالله . شیعه و سنی بالاتفاق این موضوع را روایت کردهاند که پیغمبر فرمود : « من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه » اگر بشر بتواند چهل صباح خود را خالص از هر انگیزهای جز خدا کند ، دونش فقط ، با خدا زندگی کند و بس ، و با هیچ چیز دیگر جز خدا نباشد - برونش با عالم و طبیعت است ، با جامعه و انسانها است ولی در درون خودش با شکم و شهوت و مقام زندگی نکند و هیچ انگیزهای جز خدا نداشته باشد - چشمههایی از حکمت از قلبش به زبانش جاری میشود . بعد ببینید در ادبیات اسلامی - چه فارسی و چه عربی - راجع به همین جمله پیامبر چه شعرها و جملهها به وجود آمده است ، مانند شعر معروف حافظ که حدیث پیغمبر را با زبان تغزل میگوید :
| سحرگه رهروی در سرزمینی |
| همی گفت این معما با قرینی |
| که ای صوفی شراب آنگه شود صاف |
| که در شیشه بماند اربعینی |
| نه حافظ را حضور درس خلوت |
| نه دانشمند را علم الیقینی |