مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
« من دونه الها لقد قلنا اذا شططا »[١] . ای پیامبر ما برای تو داستان
اینها را که حقیقت است - افسانه نیست - بیان میکنیم : اینها
جوانمردانی بودند که به پروردگار خود ایمان آوردند و تسلیم پروردگارشان
شدند ، ما هم بر هدایت معنوی آنها افزودیم ، آنها یک قدم به سوی ما
برداشتند و ما دو قدم به سوی آنها برداشتیم : یکی اینکه به آنها روشنی
بخشیدیم و دیگر آنکه به آنان قوت قلب عطا کردیم ( که قرآن در بعضی
موارد از آن تعبیر به " انزال سکینه " میکند : « فانزل الله سکینته
علیه و ایده بجنود لم تروها »[٢] و در جای دیگر میفرماید : « ثم انزل
الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین »[٣] که راجع به همه مؤمنین
بیان میکند ) اینها در یک نظام شرک آمیز و شرک آلود قرار گرفته بودند
و بر علیه این نظام قیام و طغیان کردند ، ما هم به حکم ایمان و عقیدهای
که داشتند بر بصیرت و قوت قلب و شجاعتشان و بر حماسه و سطوت روحی
آنها افزودیم ، چرا ؟ پاداش کارهایشان بود که به آنها دادیم ، در همین
دنیا پاداش دادیم . « و قالوا ربنا رب السموات و الارض »پروردگار ما
، آن پروردگاری که باید در مقابلش تسلیم شویم ، آن نیرویی که فقط باید
در برابر او خاضع شویم جز پروردگار آسمانها و زمین نیست ، و جز او به
پروردگاری ایمان و اذعان نداریم . اگر غیر از خدای عالم معبود دیگری برای
خود اتخاذ کنیم خیلی اشتباه کردهایم و به راه غلط رفتهایم . این ، توأم
بودن این دو با یکدیگر است .
بشر غالبا در حالت افراط یا تفریط است و در نقطه وسط
[١] سوره کهف ، آیات ١٣ و . ١٤ [٢] سوره توبه ، آیه . ٤٠ [٣] سوره توبه ، آیه . ٢٦