مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
بیرونی باشد و یک سری کارها کارهای درونی ، این به دنیای بیرون تعلق
داشته باشد و آن به دنیای درون ، و به این ترتیب انسان باید یا برون گرا
باشد یا درون گرا ! اساسا ارزش قرآن به این است که این دو را از یکدیگر
جدا نمیکند .
یک آیه برایتان میخوانم ، به نکتهاش توجه بفرمائید : « و من یخرج من
بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله
[١] هر کس از خانه خودش بیرون بیاید در حالی که به سوی خدا و رسولش
هجرت کرده است و در خلال هجرتش ، مرگ ، او را فرا رسد ، اجر او با
خداست ، یعنی چنین مهاجری مجاهد است و خدای متعال ضامن اوست .
این آیه کدام هجرت را میگوید ؟ تعبیر قرآن عجیب است ! مبدأ را وقتی
نگاه میکنیم میبینیم خانه فرد است که یک مبدأ مادی است : " « و من
یخرج من بیته »" اگر ما یک مسافرت داشته باشیم که مبدأش مادی است ،
منتهایش هم باید مادی باشد . این معنا ندارد که مثلا کسی بگوید من از
مشهد حرکت کردم ، بعد به منزل مراقبه رسیدم ، باید بگوید مثلا به نیشابور
رسیدم . سفر معنوی مبدأش معنوی است ، منتهایش هم معنوی ، و سفر مادی
مبدأش مادی است ، منتهایش هم مادی . ولی تعبیر اعجازآمیز قرآن این
است که میگوید " هر کس از خانهاش به سوی خدا حرکت کند " ( مبدأش
مادی است ) ، منتهایش معنوی . میخواهد بگوید چنین کسی هجرتش در آن
واحد دو هجرت است ، هم مادی است و هم معنوی . قرآن یکی را
[١] سوره نسا ، آیه . ١٠٠ آیه در مورد مهاجرینی است که از مکه به عزم رفتن به مدینه بیرون آمده بودند .