مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
جهانشناسیها زاده شناخت شناسیها هستند ، پس باید قبل از هر چیز شناختشناس بود تا جهانشناس شد ، تا تکلیف خود را در پیوستن به یک مکتب و ایدئولوژی روشن دید . مسئله دیگر امکان شناخت است که در اینباره نیز بحث شد . مسئله دیگر ابزار شناخت است . وسیله انسان برای شناخت چیست ؟ منابع شناخت و درجات شناخت و انواع و اقسام شناخت از مسائل دیگر است که انواع و اقسام شناخت با درجات شناخت فرق میکند . مسئله دیگر موضوعات شناخت است ، آن موضوعاتی که انسان باید بشناسد و ضرورت دارد [ که بشناسد ] چه موضوعاتی است ؟ مسئله دیگر که از یک نظر شاید از همه این مسائل مهمتر باشد معیار شناخت است . با چه معیاری میتو ان یک شناخت را صحیح و یا ناصحیح دانست ؟ معیار بهترین شناختها چیست ؟ و محتوای شناخت مسئله دیگر ماست . شاید ما در ضمن بررسی اینها به بعضی مسائل دیگر بربخوریم ، ولی فعلا ستون فقرات بحثهای ما را اینها تشکیل میدهند . مختصری درباره تعریف شناخت بحث کنیم ، ولی شاید بهتر باشد که ابتدا مقداری درباره شناخت بحث بشود ، بعد تعریف گردد . [ اجمالا عرض میکنم که ] بعضی وقتی میخواهند شناخت را تعریف کنند که شناختن جهان یعنی چه ، میگویند شناخت یعنی انعکاس جهان عینی در ذهن . حال این درست است یا نه ، بعد باید روی آن بحث کنیم . بعضی دیگر از یک نظر مدعی هستند که هر چه چیزی را انسان با شناخت تعریف میکند ، خود شناخت نیازی به تعریف ندارد ، شناخت را فقط باید با یک الفاظ روشنتری توضیح