مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
شناخت ، درست است یا نادرست . اگر اینطور است ، در این صورت بسیاری از مسائل ، قابل محک عملی نیست . قبلا عرض کردم که تمام علمای عالم ، امروز قبول دارند که دور محال است . یعنی اگر دو امر را در نظر بگیریم که وجود پیدا کردن یکی از آندو متوقف بر این باشد که اول دیگری وجود پیدا کند ، چنین امری محال است ، هیچکدام از اینها وجود پیدا نمیکنند . اگر شما دو نفر را دعوت به همکاری کنید و آقای " الف " بگوید اگر اول آقای " ب " آن چیزی را که تو میگوئی امضا کند من بعد از او امضا میکنم و آقای " ب " هم بگوید اگر اول آقای " الف " امضا کند ، بعد من امضا خواهم کرد ، تا ابد این امضا [ محقق ] نخواهد شد ، چون اولی امضایش را متوقف بر امضای دومی کرده و دومی هم امضایش را متوقف بر امضای اولی کرده است ، و این محال است . ما میگوئیم دور محال است ، یعنی دور " ناشدنی " است ، نه اینکه فعلا وجود ندارد و شاید در آینده وجود داشته باشد ، [ بلکه به این معنا که ] در گذشته هرگز وجود پیدا نکرده ، امروز هم وجود ندارد و در آینده هم وجود نخواهد داشت و ناشدنی است . امر ناشدنی را مگر میشود به لابراتوار برد و آن را در مقام عمل تجربه کرد ؟ بسیاری از مسائل دیگر وجود دارد که برای بشر مطرح است و تردید و شکی در آن نیست ولی علم محض است ، قابل این که در یک لابراتوار یا شبه لابراتوار تجربه شود و یا [ به گونه دیگری ] در مقام عمل تأیید شود ، نیست و حال آنکه حقیقت است و از هر حقیقتی برای انسان روشنتر است . رابطه علم و عمل مسئلهای است که شعب زیادی دارد و در