مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
باب شناخت دارد . این است که ما قبل از بحث درباره ایدئولوژیها ، مکتبها و جهانبینیها باید تکلیف مسئله شناخت را روشن کنیم . عرض کردم به آن اندازه که امروز این مسئله اهمیت پیدا کرده است ، در جهان دیروز به اهمیت این مسئله پی نبرده بودند ، ولی مسئله شناخت یک مسئله بسیار قدیمی است و بیش از دو هزار سال از عمر آن میگذرد . در فلسفه و حکمت اسلامی ، ما بابی تحت عنوان " نظریه المعرفه " یعنی " نظریه شناخت " نداریم ، ولی اغلب مسائلی که در باب شناخت مطرح است به طور متفرقه در مسائل مربوط به علم و ادراک و عقل و معقول ، مسائل مربوط به وجود ذهنی و مسائل مربوط به نفس و کیفیات نفسانی [ مطرح شده است . ] بنابراین از قدیم به اهمیت این مسئله کم و بیش پی برده بودند ، ولی امروز فلسفههای دنیای جدید بیشتر و بیشتر در اطراف نظریه شناخت دور میزند . ما نمیخواهیم همه مسائل مربوط به شناخت را مطرح کنیم ، ضرورت هم ندارد ، لااقل مسائل مهمش را طرح میکنیم برای اینکه سخنمان نظمی داشته باشد .
امکان شناخت
اولین سخن در باب شناخت که از قدیم مطرح بوده و امروز هم مطرح است این است که اصلا آیا شناخت ممکن است ؟ آیا میشود جهان را شناخت ؟ آیا میشود انسان را شناخت ؟ آیا میشود هستی را شناخت ؟ عدهای از بیخ منکرند ، میگویند شناخت برای