مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
میکند ؟ تغییر چهره و قیافه میدهد ، ماسک به چهره خودش میزند . مثل کسی که در کشوری تحت تعقیب است ، از مرزها فرار میکند و به خارج از کشور میرود ، میداند که اگر با آن چهره و قیافه و با آن شناسنامه و گذرنامه از مرز داخل شود فورا توقیف میشود ، و از طرفی میخواهد به کشور بیاید . چه میکند ؟ شناسنامه و گذرنامهاش را عوض میکند ، ماسک میزند و با نام دیگر از مرز وارد میشود . فروید معتقد است که بسیاری از تجلیات روان ناخودآگاه انسان ، عناصر رانده شده از روان خودآگاه است که ابتدا جنبه سفلی و جنبه پست و حیوانی داشتهاند ، بعد گریختهاند و به روان ناخودآگاه رفتهاند ، چارهای ندیدهاند جز اینکه در یک لباس و با ماسک و چهره دیگری بیرون بیایند . مثلا به صورت یک خیرخواهی اخلاقی بروز میکنند . وقتی انسان میبیند عاطفهای در دلش بروز کرده و مثلا مدتی است این میل در او پیدا شده که در مؤسسات نیکوکاری خدمت کند . آن وقت به آن اجازه بیرون آمدن میدهد ، چرا ؟ چون شناسنامه و گذرنامهاش عوض شده ، چهره و لباس و قیافهاش تغییر کرده است . فروید اصلا به انسانیت اصیل اعتقاد ندارد . میگوید آنچه که شما آن را انسانیت و تعالی انسانیت مینامید ذاتش حیوانیت است ، حیوانیت رانده شده از روان ناخودآگاه و " رفته در درون " بدون اینکه ماهیت و ذاتش تغییر کرده باشد ، [ فقط ] چهره و شناسنامه و گذرنامه و لباس عوض کرده و [ بیرون ] آمده است . [ لذا ] نظریه فروید یکی از آن نظریههای غربی است که توجیه و تفسیر انسانیت ، زیر پای آن به کلی روبیده میگردد و فاتحه انسانیت