مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
حال ببینیم آن نمونههایی که ما در شناخت طبیعت داریم که این نمونهها از نوع شناختهائی هستند که ما آنها را " شناخت آیهای " نامیدیم یعنی شناختی که از راه بعد پنجم ذهن پیدا میشود و غیر از شناخت منطقی علمی تجربی است که فقط جنبه تعمیم و توسعه دارد - کدامند . یک مثال ساده برایتان عرض میکنم : شما اگر پای درس یک دانشمند ریاضیدان ، یا زیستشناس و یا یک فقیه بنشینید ، او برای شما حرف میزند و از علم خودش صحبت میکند . " صحبت میکند " یعنی چه ؟ یعنی یک سلسله کلمات معنیدار از زبان او بیرون میآید . مثال به مؤلفین میزنیم : ما سعدی را ندیدهایم ( تازه اگر هم دیده بودیم فرق نمیکرد ) اما اکنون کتبی در دست داریم به نام گلستان ، بوستان و طیبات ، که از مردی به نام سعدی است . میبینیم گلستان اینطور شروع میشود : " منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات ، پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب .
| از دست و زبان که برآید |
| کز عهده شکرش بدر آید |