مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
میگویید خود این قانون به اتکای خودش نمیتواند تعمیم پیدا کند ، چرا نمیتواند ؟ میگوئید دور است . آقای فیلیسین شاله ! چرا دور اشکال داشته باشد ؟ مگر " دور محال است " خودش یک قانون تجربی است ؟ آیا ما تجربه کردیم و دیدیم دور محال است ؟ اصلا محال قابل تجربه است ؟ محال یعنی آنکه وجود ندارد و محال است که وجود پیدا کند و امکان وجودش هم نیست . شیئی تجربه میشود که وجود داشته باشد . اینکه تو خودت در این معما گیر کردهای به اتکای یک قانون عقلی محض است و آن اینکه دور محال است . نمیتوانی بگویی دور محال نیست ، پس " دور محال است " را از کجا آوردهای ؟ اینها لغزشگاههای این دانشمندان است . از این قلهها مقدار زیادی بالا رفتهاند ، به خیلی چیزها رسیدهاند - ما از این جهت برای حرفهایشان احترام قائل هستیم که مثلا فیلیسین شاله لا اقل تا اینجا رسیده است - ولی به اینجا که رسیدهاند . از قله پرت شدهاند . سخن این فرد در مقابل کسانی که اصلا متوجه این مسائل و اشکالات نیستند بسیار ارزش دارد . یک عده همینطور میگویند که ذهن تعمیم میدهد و دیگر مشکل حل شده است ، یک آقای عکاس میآید از ده نفر عکس بر میدارد و بعد هم عکس همه مردم را در تاریکخانه خودش برمیدارد و همه هم مطابق واقع است ! مگر چنین چیزی میشود ؟ ! تازه این یک عمل شگفت انگیز و اعجابآور و دقیق ذهن است که ذهن میتواند شناخت را توسعه و گسترش دهد و منبسط کند . از این حیرت انگیزتر و اعجاب آورتر این است که ذهن نه تنها