مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
کنید که بسیاری از اینها که نوشتهاند اصلا نمیدانند درباره چه نوشتهاند و
معما چیست . یک عده میگویند که ذهن تعمیم میدهد . اصلا اشکال سر همین
تعمیم [١] است . تنها و تنها معدودی از فیلسوفان جهان به این نکته
مربوط به شناخت شناسی توجه کردهاند . از قدمای ما نظیر بوعلی سینا ،
خواجه نصیرالدین طوسی و چند نفر مانند اینها ، و از فلاسفه جدید افرادی
نظیر کانت و بعضی دیگر به این نکته توجه کردهاند و الا اکثر اساسا
نمیدانند معما در مسأله شناخت شناسی چیست .
مارکسیستها راه حل خوبی پیدا کردهاند ! راه حل خوبشان این است که
میگویند این شناخت احساسی سطحی ( خودشان هم توجه دارند که شناخت احساسی
، سطحی است ) که معلول رابطه مستقیم ذهن با عالم عین است ، در عالم ذهن
، در مغز ، از راه قانون " گذار از کمیت به کیفیت " [٢] تبدیل به
شناخت منطقی میشود . همین جمله را میگویند و رد میشوند به خیال اینکه
دیگر معما حل شد . گذار از مرحله کمیت به کیفیت چیست ؟ اگر یک سلسله
تغییرات تدریجی روی مواد طبیعی صورت گیرد ، این شیء در حالی که تغییر
تدریجی میکند ماهیت و ذاتش هنوز محفوظ است ، ولی این
[١] نه تعمیم در مرحله تصور ( آن چندان اشکالی ندارد ) ، تعمیم در مرحله تصدیق است که ایجاد اشکال میکند ، یعنی حکم مربوط به ده نفر یا هزار نفر را که دستگاه فیلمبرداری احساس ، آن را دیده است ، تعمیم دادن به غیر متناهی . [٢] قانونی است که ابتداء هگل و بعد دیگران خیلی روی آن تأکید کردند . پس از آن در علومی نظیر زیست شناسی ، این مسئله ثابت شد . البته این حرفی است که قدما هم قبول داشتهاند ولی نه به این نحو .