مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
رابطه ذهن با خارج نیست . ذهن در درون خودش یک نوع عملیاتی انجام
میدهد که شناخت سطحی تبدیل به شناخت منطقی میشود ، شناخت از یک درجه
پائین به یک درجه بالا میرود در حالی که هیچ مربوط به رابطه مستقیم ذهن
با عین نیست .
مثل این است که یک دستگاه عکسبرداری از صحنهای عکس بردارد ، بعد
عکاس در تاریکخانه عکاسی یک سلسله چیزها را برعکس بیفزاید . مثلا اگر
در مقابل دوربین ده نفر قرار گرفتهاند و عکس برداشته شده است ، عکاس
در تاریکخانه ، این ده نفر را تبدیل به هزار نفر ، ده هزار نفر ، و بلکه
تبدیل به نامتناهی کند .
ذهن ، این دستگاه خارق العاده و عجیب - که تعبیر عکسبرداری برایش
کوچک است - با دستگاههای فیلمبرداری خودش ( یعنی با حواس ) از یک
عده معدود و محدود عکسبرداری میکند ، سپس در تاریکخانه [١] خودش این
فیلم را که مربوط به یک صحنه کوچک است به یک صحنه بزرگ و وسیع و در
حد نامتناهی گسترده تبدیل میکند در حالی که اعتبار آن ندیدهها و گسترده
شدهها - که خود ذهن [ قطع نظر از خارج با عمل تعمیم به آنها دست یافته
است ] از اعتبار آن مقداری که این دستگاه فیلمبرداری فیلم برداشته است
یک ذره کمتر نیست ، بلکه برابر است .
نظریه مارکسیسم و منتهی شدن آن به ایدهآلیسم
درباره علم " شناخت شناسی " خیلیها نوشتهاند ولی باور[١] اگر من " تاریکخانه " میگویم در این تعبیر مناقشه نکنید .