مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
حدود هزار و چهار صد سال پیش وجود داشته است ، چون خبرش متواتر [١]
است . میگوئیم آیا در خبر یک نفر احتمال دروغ داده میشود یا نه ؟
میگویند بله . در خبر دو نفر هم احتمال دروغ داده میشود ؟ بله . سومی و
پنجمی چطور ؟ آن همه بله . پس اگر صد هزار نفر هم خبری را نقل کنند ما
هرگز به [ یقین ] نخواهیم رسید زیرا از ضم صفر به صفر عدد پیدا نمیشود و
ما باید احتمال دهیم که آن خبر دروغ است ، حال آنکه [ چنین چیزی ] محال
است [ زیرا ] میدانیم خبر متواتر از هر راستی راستتر است .
بنابراین ، مسأله ، مسأله کسر شدن احتمالات نیست ، به قول بوعلی سینا
مسأله یک برهان عقلی ضمنی مخفی است که ذهن انسان در درون خودش ، آن را
تشکیل میدهد . همانطور که انسان در یک مسأله ریاضی نمیتواند در میان
میلیاردها احتمال ، حتی یک احتمال خلاف بدهد ، در اینجا هم در میان
میلیاردها احتمال نمیتواند احتمال خلاف بدهد . یک فیلسوف واقعا در این
مسأله گیر میکند ، راسل در اینجا درمانده است ، میگوید : همانطوری که به
وجود چمبرلن [٢] در زمان خودم یقین دارم - چون او را دیدهام - در وجود
ناپلئون هم شک ندارم که چنین آدمی بوده است .
اینجاست که مسأله قرائن و نشانهها پیش میآید که ما میخواهیم بگوئیم
بزرگترین عمل شناختی ذهن بشر ، همین است که قرآن اسمش را " آیه و ذی
الایه " ؟ گذاشته است . مسأله " آیه و ذی الایه "
[١] خبر متواتر خبری است که در هر طبقه هزاران نفر آن را نقل کردهاند . chamberlain[٢] [ سیاستمدار انگلیسی ] .