مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
راسل [١] در این زمینه مثلی میآورد : ناپلئون را میدانیم ، [ این
دانستن ما به وسیله حواس مثلا گوش نیست زیرا ] وجود ناپلئون صوت نیست
که شنیدنی باشد . قسمتهایی از آینده را هم میدانیم . یکی از مسائل بسیار
سادهای که قابل طرح است و راسل در " جهان بینی علمی " خودش خوب به
این مطلب توجه کرده است [٢] این است : ناپلئون برای ما یک وجود
استنباطی است ، یک وجودی است که ما با تعقل ، آن را میشناسیم نه با
احساس . راست هم میگوید . اگر از ما که امروز ناپلئون را میشناسیم و
تاریخش را میخوانیم و زندگیش را میدانیم بپرسند که شناخت شما از
ناپلئون چه شناختی است ؟ ممکن است کسی بگوید : اینکه واضح است ،
شناخت من از ناپلئون حسی است ، یک آدمی بوده ، روی زمین راه میرفته و
[ کارهایی هم انجام داده ] ، من اینها را در کتاب خواندهام ، بنابراین ،
من ناپلئون را از راه حس میشناسم . [ ولی اینطور نیست ] ، ناپلئون برای
خودش یک حقیقت محسوس و برای تو یک امر معقول است ، یعنی تو با یک
استدلال ذهنی ، با یک قیاس عقلی به وجود ناپلئون علم داری و خودت
نمیدانی . نظیر آن چیزی است که علمای " اصول " در باب تواتر دارند .
در باب تواتر میگویند خبر متواتر برای انسان ایجاد یقین میکند . ممکن
است هیچکدام به توکیو نرفته باشیم ولی همه ما یقین داریم که توکیو در
عالم وجود دارد ، چرا ؟ چون خبرش متواتر است . احدی امروز در دنیا شک
ندارد که مثلا شخصی به نام ابو سفیان در
١ . Russel [٢] نه اینکه دیگران توجه نکردهاند ، ولی اینکه او توجه کرده است خیلی قابل ستایش است و حق یک فرد ، ولو مادی هم باشد باید ادا شود .