حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٣ - ٣/ ٣٩ ميثم تمار
از «اركان اربعه»[١] شمردهاند و پيامبر خدا، وى را يكى از چهار نفرى برشمرده است كه بهشت، شيفته ديدار آنان است.
او پس از پيامبر خدا، استوار گام در صراط مستقيم ماند و حقّ ولايت على عليه السلام را پاس داشت و مخالفت خود را با تغيير نادرست جريان رهبرى امّت پس از پيامبر خدا، در مسجد نبوى آشكارا بيان كرد. برخى روايات، مقداد را مطيعترين يار على عليه السلام دانستهاند و او از معدود كسانى است كه بر پيكر مطهّر زهراىِ طاهره عليها السلام نماز گزارد.
مقداد، با خلافت عثمان، مخالفت كرد و با سخنرانى شكوهمندى در مسجد مدينه، اين مخالفت را اعلام داشت و گفت: من از قريش در شگفتم! آنان مردى را وا نهادهاند كه كسى را از او داناتر و عادلتر نمىشناسم .... هان! به خدا سوگند، اگر ياورانى مىيافتم ...
او به سال ٣٣ هجرى و در هفتاد سالگى زندگى را بدرود گفت.
مقداد، از آغاز، ثروتمند بود و وصيّت كرد كه ٣٦ هزار درهم از دارايىاش را به حسن و حسين عليهما السلام بدهند. اين وصيّت، نشاندهنده محبّت او به اهل بيت و بزرگداشت و احترام او نسبت به ايشان است.
٣/ ٣٩
ميثم تمّار
ابو سالم، ميثم بن يحيى تَمّار اسدى، از ياران بزرگوار امام على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام است. على عليه السلام، او را از زنى كه وى را به غلامى داشت، خريد و آزاد كرد. او در محضر باب علمِ پيامبر صلى الله عليه و آله به جايگاه والايى از علم، دست يافت تا آنجا كه او را عالِم به «مرگها و حوادث» دانستهاند.
على عليه السلام او را از چگونگى شهادت و رنج كشيدنش در راه خدا، آگاه ساخته بود و
[١] اركان اربعه: سُتونهاى چهارگانه صحابه، يعنى: ابو ذر غِفارى، حُذَيفة بن يَمان، مِقداد و سلمان. م.