حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٤ - ٣/ ٣٩ ميثم تمار
او اين حقيقت را شكوهمند و تنبّهآفرين، در پيش روى قاتل جلّاد و ستمپيشهاش بازگفت و با صلابت تمام، بر حتميت آن پيشگويى معجزهآسا تأكيد كرد.
استوارى او در راه حق و استقامتش در دفاع از ولايت، و زبان گويايش در اعلان حقايق، بارها و بارها در بيان امامان عليهم السلام و بيان و قلم عالمان، تبيين و گزارش شده است كه در ادامه، برخى از آن متون خواهد آمد.
عبيد اللّه بن زياد، چند روز قبل از واقعه كربلا و شهادت امام حسين عليه السلام، او را به شهادت رساند.
در منابع آمده است كه ميثم تمّار، برده زنى از قبيله بنى اسد بود. امير مؤمنان، او را خريد و آزاد كرد و به او فرمود:
مَا اسمُكَ؟
نامت چيست؟
گفت: سالم.
فرمود:
أخبَرَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ اسمَكَ الَّذي سَمّاكَ بِهِ أبَواكَ فِي العَجَمِ ميثَمٌ.
پيامبر خدا به من خبر داده كه نامى كه پدر و مادر عَجَمت بر تو نهادند،" ميثم" بوده است.
گفت: خدا و پيامبرش و نيز تو اى امير مؤمنان راست گفتيد. به خدا سوگند، نام من همان است.
فرمود:
فَارجِع إلَى اسمِكَ الَّذي سَمّاكَ بِهِ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و دَع سالِما.
پس به همان نامى كه پيامبر خدا تو را به آن ناميده، بازگرد و نام" سالم" را واگذار.
او هم به نام «ميثم» بازگشت و كُنيهاش را «ابو سالم» نهاد.
روزى على عليه السلام به او فرمود: