حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٤ - ٣/ ٣٢ مالك اشتر
والايىها، تدبير، نستوهى و هوشمندى و كارآگاهى مالك، وى را بدين سمت گمارده بود، در معرّفى او به مردم آن ديار نوشت:
... بَعَثتُ إلَيكُم عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ، لا يَنامُ أيّامَ الخَوفِ، و لا يَنكُلُ عَنِ الأَعداءِ ساعاتِ الرَّوعِ، أشَدَّ عَلَى الفُجّارِ مِن حَريقِ النّارِ، و هُوَ مالِكُ بنُ الحارِثِ أخو مَذحِجٍ، فَاسمَعوا لَهُ و أطيعوا أمرَهُ فيما طابَقَ الحَقَّ؛ فَإِنَّهُ سَيفٌ مِن سُيوفِ اللّهِ، لا كَليلُ الظُّبَةِ و لا نابِي الضَّريبَةِ؛ فَإِن أمَرَكُم أن تَنفِروا فَانفِروا، و إن أمَرَكُم أن تُقيموا فَأَقيموا؛ فَإِنَّهُ لا يُقدِمُ و لا يُحجِمُ و لا يُؤَخِّرُ و لا يُقَدِّمُ إلّا عَن أمري، و قَد آثَرتُكُم بِهِ عَلى نَفسي لِنَصيحَتِهِ لَكُم، و شِدَّةِ شَكيمَتِهِ عَلى عَدُوِّكُم.
من بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما روانه كردم كه در روزهاى هراس نمىخوابد و در ساعتهاى ترس، روى از دشمن بر نمىتابد و براى بدكاران، از آتش سوزان، سختتر است. او مالك، پسر حارث، از قبيله مَذحِج است.
به او گوش سپاريد و تا آنگاه كه حق مىگويد، از او فرمان بريد كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست؛ نه تيزى آن كُند مىشود و نه ضربتش بىاثر. اگر به شما فرمان داد كه" حركت كنيد"، حركت كنيد و اگر گفت:" بِايستيد"، بِايستيد كه جز به فرمان من، نه پيشروى مىكند و نه عقبنشينى، و نه كارها را پس و پيش مىاندازد.
بدانيد كه من [در اعزام او] شما را بر خودم مقدّم داشتم؛ چرا كه او خيرخواه شماست و در برابر دشمنانتان سرسخت است.
آييننامه حكومتى امام على عليه السلام به مالك كه به «سفارشنامه (عهدنامه) مالك اشتر» مشهور شده است بلندترين و شكوهمندترين سند عدالتگسترى و حكومت صالح است كه جاودانه تاريخ است.
معاويه كه به مصر، اميد بسته بود و با حضور مالك، همه نقشههايش را نقش بر آب مىديد، پيش از رسيدن مالك به مصر، او را از پاى درآورد و بدين سان، شير بيشههاى نبرد و رزمآور بىهمانند و يار بىهمتاى على عليه السلام، ناجوانمردانه، با شربت