حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٤ - ٣/ ٢٨ عمرو بن حمق خزاعى
در توصيف عمّار فرمود: «او را گروه متجاوز مىكشند»،[١] به سرزنش معاويه و عمرو عاص پرداخت و آنگاه كه معاويه براى جانشينى يزيد، بيعت مىگرفت، با گروهى از مردم مدينه به شام رفت و با سخنانى تند، يزيد را نكوهش كرد و به معاويه گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود:
إنَّ اللّهَ لَم يَستَرعِ عَبدا رَعِيَّةً إلّا و هُوَ سائِلُهُ عَنها.[٢]
خداوند، هيچ بندهاى را بر ديگرى سرپرستى نمىدهد، مگر آن كه در اين باره، از او مىپرسد.
٣/ ٢٨
عمرو بن حَمِق خُزاعى
عمرو بن حَمِق بن كاهِن خُزاعى، از ياران بزرگ پيامبر خدا و از همراهان استوارْگام على عليه السلام و يار وفادار حسن بن على عليهما السلام است. او بعد از صُلح حُدَيبيّه، اسلام آورد و احاديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله فرا گرفت. او از معدود كسانى است كه پس از پيامبر خدا، حقّ خلافت را پاس داشت و در كنار على عليه السلام استوار ايستاد. او در خيزش مسلمانان عليه عثمان، شركت كرد و فرياد حق را عليه دگرسانىهاى ناهنجار در خلافت وى بيان كرد.
او در نبردهاى على عليه السلام بِشْكوه و سختكوش و استوار، شركت كرد. اين همراهى، آن اندازه ارجمند بود كه على عليه السلام به او فرمود:
لَيتَ أنَّ في جُندي مِئَةً مِثلَكَ.
اى كاش در ميان پيروان من، صد تن چُونان تو مىبود!.
بارى! عمرو، رهيافته و ژرفنگر بود و بصيرتش بدانگونه بود كه خود را فانى در
[١] أسد الغابة: ج ٤ ص ٢٠٣ ش ٣٩٠٥.
[٢] مسند أبي يعلى: ج ٦ ص ٣٥٤ ح ٧١٣٨.