حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥ - حديث
نمرود گفت: چگونه؟
گفت: ديدم تو فرزندان رعيّت را به قتل مىرسانى و در نتيجه، نسل، منقرض مىشود. [با خود] گفتم اگر اين كودك، همان است كه تو به دنبالش هستى، او را به تو مىدهم تا او را به قتل برسانى و از كشتن فرزندان مردم، دست بردارى و اگر آن كودكِ [مورد نظر تو] نبود، فرزند ما براى ما باقى مىماند و اينك، بر او دست يا فتى و هرچه مىخواهى، انجام بده و از كودكان مردم، دست بردار.
نمرود، استدلال او را پسنديد و سپس به ابراهيم عليه السلام گفت: چه كسى اين كار را با خدايان ما انجام داده است، اى ابراهيم؟
ابراهيم عليه السلام گفت: «بزرگترِ آنان، چنين كرده است. از آنان بپرسيد، اگر سخن مىگويند».
امام صادق عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، بزرگترِ بتها چنان نكرد و ابراهيم عليه السلام هم دروغ نگفت».
گفته شد: چگونه.
فرمود: «ابراهيم گفت: بزرگِ بتان چنين كرده است، اگر سخن گويد و اگر سخن نگويد، پس، بزرگ آنان كارى نكرده است».
١/ ١ ٢
دوست خداوند
قرآن
«خداوند، ابراهيم را به دوستى گرفت».
حديث
٥٠٤. پيامبر صلى الله عليه و آله: خداوند، ابراهيم را به دوستى نگرفت، مگر به خاطر غذا دادنش [به مردم] و نماز خواندنش در شب، به هنگامى كه مردم در خواباند.
٥٠٥. امام باقر عليه السلام: خداوند عز و جل ابراهيم را به دوستى گرفت؛ زيرا [درخواست] كسى را رد نكرد و از كسى جز خداوند عز و جل درخواست ننمود.