حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - ٤/ ٢ آزمودن دوست
١٤٠. امام على عليه السلام: آزمودن را جلو انداز، و در انتخاب دوست، احتياط كن؛ وگرنه، اضطرار، تو را به دوستى بَدان، وا مىدارد.
١٤١. امام على عليه السلام: با شش چيز، انديشه و خِردِ مردان، آزموده مىشود: همنشينى، داد و ستد، رياست، كنارهگيرى، ثروت، و تنگدستى.
١٤٢. امام على عليه السلام: مردم، جز با آزمايش، شناخته نمىشوند. خانواده و فرزندان را در نبودنت، دوست را در گرفتارىات، خويشاوندان را در تنگدستىات، و چاپلوسان و دوستنمايان را به هنگام بيكارىات بيازماى، تا جايگاه خودت را نزد آنان بدانى.
١٤٣. امام على عليه السلام: كسى را براى دوستى حقيقى نشان مكن، مگر اين كه او را در سهجا بيازمايى: او را به خشم آورى و بنگرى كه آيا خشم، او را از حق به باطل به در مىبَرَد يا نه؛ و هنگام دستيابى به مال و منال؛ و هنگامى كه با او همسفر مىشوى.
١٤٤. امام صادق عليه السلام: هرگاه دوست تو بر كرسى رياست نشست و يكْدهمِ رفتار پيش از رياست را با تو داشت، دوستِ بدى نيست.
١٤٥. رجال الكَشّى به نقل از محمّد بن سنان: گروهى از كوفيان به امام صادق عليه السلام نامه نوشتند و گفتند: مفضّل با آدمهاى پليد، كبوترباز و مىگسار، همنشينى مىكند. سزاوار است برايش نامهاى نوشته، به وى دستور دهى با آنان همنشينى نكند.
امام صادق عليه السلام، نامهاى براى مفضّل نوشت و مُهر كرد و آن را به كوفيان داد و دستور داد با دست خود، نامه را به مفضّل بدهند. آنان، نامه را براى مفضّل آوردند. اين گروه، عبارت بودند از: زُراره، عبد اللّه بن بُكَير، محمّد بن مسلم، ابو بصير و حُجر بن زائده. نامه را به مفضّل دادند و او، آن را باز كرد و خواند. متن نامه، چنين بود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. فلان چيز و فلان چيز را خريدارى كن».
گفتند: اين، ثروتى عظيم مىطلبد. باشد تا دربارهاش بينديشيم و آن را جمع كرده، نزد تو بياوريم. نمىتوانيم بدان دست يابيم، مگر تو را ببينيم و سپس؛ در اين مسئله بينديشيم.[١]
خواستند بيرون بروند كه مفضّل گفت: بايد ناهار را نزد من بخوريد، و آنان را براى ناهار نگه داشت. مفضّل، به دنبال دوستانى كه از آنان بدگويى شده بود، فرستاد. آنها آمدند. نامه امام صادق عليه السلام را براى آنان خواند. آنها بيرون رفتند و مفضّل، همچنان، آن گروه [اوّل] را به بهانه ناهار، نگه داشت.
طولى نكشيد كه جوانان آمدند و هر يك به اندازه توان، هزار يا دو هزار و بيشتر يا كمتر، با خود آورده بودند. پيش از آن كه آنان از ناهار خوردن، دست بكشَند، دوازده هزار درهم آماده كردند. مفضّل، رو به آنان كرد و گفت: مىگوييد اينان را از خود برانم؟ گمان مىبريد خداوندِ متعال به نماز و روزه شما نياز دارد؟!
[١] اين عبارت، به صورتهاى گوناگون، نقل شده است. و در كتاب مستدرك الوسائل، عبارت چنين است:« ... نَحمل إليك، ثمّ تدرك الإنزال بعد نظرٍ فى ذلك؛ ... نزد تو بياوريم و تو پس از بررسى، آن را ارسال كنى.»( خاتمة المستدرك: ج ٤ ص ١٠١). البته نقلهاى ديگرى نيز دارد.( ر. ك: رجال الكشى: ص ٢ صلى الله عليه و آله ٣ ش ٢ صلى الله عليه و آله ٥). م.