دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٧
١ / ٣
دنيادوستى
١٨٩٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چه شده است كه مى بينم دوستى دنيا بر بسيارى از مردم ، چيره گرديده است؟ گويى كه مرگ در اين دنيا براى غير ايشان نوشته شده است و گويى كه حق در اين دنيا ، براى غير آنان واجب شده است و پندارى كه خبر درگذشتگان خود را نشنيده و نديده اند . راه آنها ، راه مسافرانى است كه به زودى به سويشان باز مى گردند . خانه هايشان گور آنهاست و ميراث آنها را مى خورند . پس گمان مى كنند كه پس از ايشان ، ماندگارند . دور باد ، دور باد ! واپسين آنها از نخستين آنها عبرت نمى گيرد؟ بى گمان ، نادانى كردند و هر اندرز دهنده اى در كتاب خدا را از ياد بردند و از گزند هر فرجام بدى ، خود را ايمن يافتند و از فرود آمدن بلاهاى آسمانى و پيشامدهاى هراسناك نترسيدند .
١٨٩٨.امام على عليه السلام : دنيا را بِران ؛ چرا كه دوستى دنيا ، كور و كَر و لال مى كند و سرفرازان را خوار مى سازد .
١٨٩٩.امام على عليه السلام : هر كه دنيا بر وى چيره شود ، پيش روىِ خود را نمى بيند .
١٩٠٠.امام على عليه السلام : آن كه تنها بر فرزندان دنيا بنگرد ، راه هدايت را نبيند .
١٩٠١.امام على عليه السلام : هر كس زيور دنيا را پسنديد ، براى ديدگانش نابينايى آورد .