دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٦
عالم معتقد بوده و به تعبير حديث، [١] خدا را پذيرفته بودند؛ ولى به پاداش خداوند ، اميد نداشتند و از كيفر او نمى هراسيدند : «وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَن يُحْىِ الْعِظَـمَ وَ هِىَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٍ. [٢] و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد. گفت: چه كسى اين استخوان ها را كه چنين پوسيده است ، زندگى مى بخشد؟ بگو: همان كسى كه نخستين بار آن را پديد آورد، و اوست كه به هر [گونه ]آفرينشى داناست» . دسته سوم ، خداوند را همراه با شريكانى براى او مى پذيرفتند؛ شريكانى كه گاه از ملائكه و جِنّيان بودند و گاه از بت ها و شياطين. آنان شريك را گاه در اصل آفرينش ، دخالت مى دادند و گاه در تدبير امور ، يا او را به موجودات مادّى تشبيه مى كردند و يا يكى از همان موجودات مادّى (همچون: كرات آسمانى، حيوانات و درختان) را به عنوان خداى جهان مى پرستيدند . صاحبان اين عقيده كه با دسته قبل اشتراك هم داشته اند، بيشترين تعداد را در عربستان جاهليّت داشته اند: [٣] «وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُم مُّشْرِكُونَ . [٤] بيشتر آنان ، ايمانشان به شرك ، آلوده بود» . دسته چهارم ، اهل كتاب يعنى يهوديان و مسيحيان بودند كه در بعضى از مناطق جزيرة العرب وجود داشتند . از جمله دلايل تاريخىِ وجود اهل كتاب در جزيرة العرب، يكى: آيه مباهله [٥] است كه بر وجود علما و مردمان مسيحى ـ كه
[١] «لا يَرجونَ مِنَ اللّه ِ ثَوابا ولا يَخافونَ اللّه َ مِنهُ عِقابا ». (الكافى : ج ١ ص ٦١ ح ٥٧) .[٢] يس : آيه ٧٨ ـ ٧٩.[٣] الغارات : ج ١ ص ٣٠٣ .[٤] يوسف : آيه ١٠٦ .[٥] آل عمران : آيه ٦١ .