دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨
ويوجِبُ الحَقَّ كُلَّهُ لِنَفسِهِ ولا يوجِبُ عَلَيها حَقّا ، فَذاكَ الأَحمَقُ الَّذي لا حيلَةَ في مُداواتِهِ. [١] آن كه از خود راضى باشد، تباه مى گردد و آن كه از رأى خود، راضى باشد، هلاك مى شود و به درستى كه عيسى ، فرزند مريم ، فرمود: «بيماران را با اجازه خداوند، مداوا كردم و نابينا و پيس را به اذن خداوند ، بهبود بخشيدم و مردگان را با اذن الهى زنده كردم . به مداواى احمق [ نيز ]پرداختم؛ ولى نتوانستم او را اصلاح كنم . گفته شد : اى روح خدا! احمق كيست؟ فرمود: آن كه از خود و رأى خود، راضى باشد ، آن كه فضيلت ها را از آنِ خود مى داند [و كاستى اى بر خود نمى پذيرد] و حق را به خود مى دهد و تكليف و حقّى را بر خويش باور ندارد . اين ، احمقى است كه چاره اى براى درمانش نيست . بنا بر اين تفسير ، احمقِ حقيقى ، كسى نيست كه دچار آفت مغزى است و به دليل بيمارى جسمى، قادر به فهم مسائل نيست، كه بيمارِ اين گونه، اگر از طُرُق طبيعى ، قابل درمان نباشد، معالجه اش از طريق اعجاز، امكان پذير است . احمق حقيقى، كسى است كه مغز او سالم است؛ ولى بيمارى روانىِ عُجب و خوددانابينى، خرد و انديشه او را فاسد كرده و در نتيجه پاسخ مثبت ندادن به دعوت عقلِ عملى ، مرگ عقلى او فرا رسيده است . علاج چنين بيمارى ، ممكن نيست و عيسى عليه السلام هم نمى تواند چنين مرده اى را زنده كند . عيسى عليه السلام به اذن خداى متعال، انواع بيمارى هاى جسمى را بدون استفاده از ابزار پزشكى ، علاج مى كرد و حتّى مردگان را زنده مى ساخت ؛ ليكن قادر به زنده كردن انديشه مرده نبود . هيچ پيامبرى ، چنين قدرتى ندارد . قرآن كريم خطاب به خاتم انبيا صلى الله عليه و آله مى فرمايد :
[١] يكى از سرودها در اين باره ، اين است : {٠ لِكلِّ داءٍ دَواءٌ يُستَطبُّ بِهِ اِلاّ الحَماقةَ اعيتْ من يُداويها . ٠} {٠ براى هر دردى، درمانى است كه بدان درمان مى شود/ جز حماقت كه مداوا كننده را خسته كرده است .٠}[٢] الاختصاص : ص ٢٢١ .[٣] روم : آيه ٥٢ .[٤] روم : آيه ٧ .[٥] انفال : آيه ٢٢ .[٦] نجم : آيه ٢٩ .