دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٤
مى شود ، [١] تا آن جا كه كاملاً از بين مى رود [٢] و در آن حال ، عقل به طور كامل ، زنده مى گردد و زمام انسان را به دست مى گيرد و از آن پس ، زمينه اى براى انجام دادن كارهاى ناشايست در وجود او باقى نمى مانَد [٣] و در نتيجه ، حكمت با عصمت [٤] همراه مى گردد و در نهايت ، همه ويژگى هاى حكيم و عالم حقيقى براى آدمى حاصل مى گردد و در بالاترين مراتب علم و حكمت ، به والاترين درجات خودشناسى و خداشناسى مى رسد . [٥] در اين مرتبت والا ، دل آدمى از هر چه فانى است ، گسسته مى گردد و به عالم بقا مى پيوندد ، چنان كه سرورِ حكما و اميرِ عرفا در تفسير حكمت مى فرمايد : أوَّلُ الحِكمَةِ تَركُ اللَّذّاتِ ، وآخِرُها مَقتُ الفانِياتِ . [٦] آغاز حكمت ، ترك لذّت ها و پايان آن ، نفرت از چيزهاى نابودشدنى است . و نيز مى فرمايد : حَدُّ الحِكمَةِ الإعراضُ عَن دارِ الفِناءِ ، وَالتَّوَلُّهُ بِدارِ البَقاءِ . [٧] حكمت ، يعنى روى گرداندن از سراى ناپايدار و شيفتگى به سراى ماندگار . اكنون با تأمّل در نقش حكمت در تكامل انسان ، روشن مى شود كه چرا
[١] ر.ك : ص ٣٧٩ (كاهش شهوت) .[٢] ر.ك : ص ٢٤٧ (پژوهشى درباره معناى «دانش») .[٣] ر . ك : ص ٣٨١ ح ١٦٠٣ .[٤] ر . ك : ص ٣٨١ (عصمت) .[٥] ر . ك : ص ٣٨٧ (خودشناسى) .[٦] ر . ك : ص ٣٥٤ ح ١٥٥٧ .[٧] ر . ك : ص ٣٥٤ ح ١٥٥٥ .