دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧
١٨٦١.امام رضا عليه السلام : لطيف بودن خداوند ، به معناى خُردى و نحيف بودن و كوچكى نيست ؛ بلكه به معناى نفوذ [ او ] در اشيا و محال بودن درك اوست ، مانند گفته تو به كسى كه : «اين امر از من پوشيده ماند» و يا «مذهب فلان كس ، نامعلوم است» . اين گفته مى رساند كه عقل در آن ، درمانده و به جايى نرسيده و چنان دور و لطيف است كه در وهم نيايد . لطافت خداى ـ تبارك و تعالى ـ نيز بدين سان مى رساند كه او به حدّ و وصف نيايد .
١٨٦٢.امام على عليه السلام : ـ در توصيف خداى بزرگ و والا ـ: در پايين ترين مرتبه او ، خردهاى ژرف نگر نازك انديش ، سرگردان گشته اند. پس مبارك باد خدايى كه دورترين همّت ها بدو نرسند و هوش هاى ژرفكاو به او دست نيابند !
١٨٦٣.امام زين العابدين عليه السلام : خداى من ! زبان ها از رسيدن به ستايش تو ـ آن گونه كه شايسته جلال توست ـ ناتوان اند ، و ديده ها از نگريستن به سيماى پاكت درمانده اند و براى مردم ، راهى به سوى شناخت خود ننهادى ، مگر راه عجز از شناختت .
ب ـ حقيقت پيامبر و امام و مؤمن
١٨٦٤.امام صادق عليه السلام : همان گونه كه مردمان از درك حقيقت خدا ناتوان اند ، از فهم حقيقت پيامبر خدا هم ناتوان اند و همان گونه كه از فهم حقيقت پيامبر خدا ناتوان اند ، از فهم حقيقت امام نيز ناتوان اند و همان گونه كه از فهم حقيقت چگونگى امام ناتوان اند ، از فهم حقيقت مؤمن نيز ناتوان اند .