دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٥
حديث
١٨٠٥.امام على عليه السلام ـ در خطبه اى كه در آن ، پيروان شيطان را نكوهش مى: شيطان را اساس كار خود قرار دادند و او آنها را شريك خود قرار داد . پس در سينه هاشان آشيانه كرد و در دامنشان پرورش يافت . پس شيطان آنچه مى ديدند ، بديشان مى نمود ، و آنچه مى گفتند ، سخن او بود ، به راه خطاشان بُرد و زشت را در ديده آنان آراست . همچون كار آن كه كارگزار شيطان شده و شيطان بر زبان او باطل رانده است .
١٨٠٦.امام على عليه السلام : از دشمنى كه در سينه ها مخفيانه رخنه مى كند و در گوش ها آهسته مى دمد ، بپرهيزيد .
١٨٠٧.امام على عليه السلام : شيطان ، موكّل او شده است ؛ معصيت را برايش مى آرايد تا انجام دهد و توبه را اميد مى دهد ، تا به تأخير اندازد .
١٨٠٨.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى او در سپاس گزارى ـ: پس اگر شيطان به آنان در فرمان بردارى تو نيرنگ نزده بود ، هيچ عصيانگرى از تو سرپيچى نمى كرد و اگر برايشان باطل را به نقش حق جلوه نمى داد ، هيچ گم راهى از راه تو گم راه نمى شد .
١٨٠٩.مُنيَةُ المريد : روايت شده كه مردى به امام حسين عليه السلام گفت : بنشين تا در دين مناظره كنيم . امام حسين عليه السلام فرمود : «اى فلانى! من به دين خود بينايم و راه بر من آشكار است . اگر تو به دينت نادانى ، برو و آن را بجوى . من و ستيزه را چه كار؟ شيطان ، انسان را وسوسه مى كند و به نجوا مى گويد : «با مردم مناظره كن ، تا گمان ناتوانى و نادانى به تو نبرند» .