دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩
١٦٣٩.معانى الأخبار ـ به نقل از شريح بن هانى ـ: اميرمؤمنان على عليه السلام از پسرش امام حسن عليه السلام پرسيد : «فرزندم! عقل چيست؟». گفت : دلت آنچه را بدان سپرده اى ، نگاه دارد . فرمود : «دورانديشى چيست؟». گفت : چشم به راه فرصت بودن و آنچه برايت ممكن شد ، زود انجام دادن . فرمود : «بزرگوارى چيست؟». گفت : خسارت ها را بر دوش كشيدن و مكارم را بنا نهادن . فرمود : «بزرگى چيست؟». گفت : درخواست كننده را پاسخ دادن و رسيده را بخشش كردن . فرمود : «تنگ نظرى چيست؟». گفت : اين كه كم را اسراف بينى و آنچه انفاق كردى ، تلف بپندارى . فرمود : «رقّت چيست؟». گفت : كم را جستجو كردن و ناچيز را ندادن . فرمود : «تكلّف چيست؟». گفت : چنگ زدن به آنچه تو را ايمن نمى سازد و توجّه به چيزهايى كه به كار تو نمى آيد . فرمود : «نادانى چيست؟». گفت : پيشى جستن بر فرصت فراهم نيامده و خوددارى از پاسخ؛ هرچند در موارد بسيارى ، سكوت ، ياور نيكويى است ، حتّى اگر فصيح باشى . سپس ايشان ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ به فرزندش حسين عليه السلام رو كرد و بدو فرمود : «فرزندم! سرورى چيست؟». گفت : نيكى به خاندان و تحمّل خسارت هاى ديگران . فرمود : «توانگرى چيست؟». گفت : كم بودن آرزوهايت و خشنودى به آنچه تو را بسنده است . فرمود : «نادارى چيست؟». گفت : طمع و نااميدى فراوان . فرمود : «فرومايگى چيست؟». گفت : اين كه مرد ، خود را حفظ كند و ناموسش را تسليم كند . فرمود : «حماقت چيست؟». گفت : دشمنى تو با اميرت و هر كه بر سود و زيان تو توانايى دارد . پس ايشان به حارث اعور ، رو كرد و فرمود : «اى حارث! اين حكمت ها را به فرزندانتان بياموزيد كه مايه فزونى خرد و دورانديشى و رأى هستند» .