دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٥
١٢٢٨.تفسير القمّى : پيامبر خدا در دهمين سال ورود به مدينه، حجّة الوداع (حجّ خداحافظى) را به جاى آورد. بخشى از سخنان ايشان كه در سرزمين مِنا پس از حمد و سپاس الهى ايراد نمود، چنين است : «بدانيد كه هر افتخار يا بدعت جاهليّت و هر خون و سنّت جاهليّت، در زير پاى من است . هيچ كس شرافتى بر ديگرى ندارد، جز به تقوا . آيا ابلاغ كردم ؟» . گفتند : آرى . فرمود : «خدايا! گواه باش» . سپس فرمود : «بدانيد هر رباى جاهليّت، مُلغى است و اوّلين رباى لغو شده ، رباى عبّاس ، پسر عبد المطّلب است . آگاه باشيد كه هرگونه خونخواهىِ جاهليّت را ملغى كردم و اوّلين خونخواهىِ لغو شده، خون ربيعه است . آيا ابلاغ كردم ؟». گفتند : آرى . فرمود : «بار خدايا! گواه باش» .
١٢٢٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سخنرانى در حجّة الوداع ـ: به راستى كه رباى جاهليّت كنار نهاده شد و اوّلين ربايى كه از آن شروع مى كنم، رباى عبّاس ، پسر عبد المطّلب است ؛ و به راستى كه خون هاى جاهليّت، كنار نهاده شد و اوّلين خونى كه از آن شروع مى كنم ، خون عامر بن ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب است؛ و به راستى كه افتخارات جاهليّت، كنار نهاده شد، جز پرده دارى و آب رسانى به حاجيان . قتل عمد، قصاص دارد و قتل شبه عمد ـ كه با كسى سنگ و عصا كشته شده باشد ـ ، صد شتر ديه دارد . هر كه بر اين بيفزايد ، از جاهليّت است .