دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٢
«وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـهِلِيَّةِ الْأُولَى . [١] و مانند روزگار جاهليّت نخست، زينت هاى خود را آشكار مكنيد» . جامعه عرب در آن روزگار ، از طرف جنوب، به حبشه ـ كه مردمش نصرانى بودند ـ و از طرف مغرب ، به امپراتورى روم ـ كه آنان نيز نصرانى بودند ـ و از طرف شمال به ايران ـ كه زردشتى بودند ـ محدود مى گشت و با سرزمين هاى هند و مصر ـ كه اكثر مردمشان بت پرست بودند ـ ارتباط داشت. در ميان خود عرب ها ، طوايفى از يهود زندگى مى كردند و خود عرب ها نيز داراى آيين بت پرستى بودند و اغلب ، زندگى قبيلگى داشتند. اين اوضاع و شرايط، براى آنان جامعه اى بى قانون و دور از تمدّن و باورهايى بى اساس ـ كه مخلوطى از آداب و رسوم يهود و نصارا و مجوس بود ـ ، به وجود آورده بود و مردم در نادانى و بى خبرى كامل به سر مى بردند ، كه خداوند [درباره آنها ]چنين فرموده است: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِى الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ . [٢] و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر]زمين اند، پيروى كنى، تو را از راه خدا گم راه مى كنند. آنان جز از گمانِ [خود،] پيروى نمى كنند و جز به حدس زدن نمى پردازند» . اين قبايل بيابانگرد، زندگى پستى داشتند و پيوسته گرفتار جنگ و غارت و چپاول اموال و تجاوز به نواميس يكديگر بودند و هيچ گونه امنيت ، امانتدارى و
[١] احزاب : آيه ٣٣ .[٢] انعام : آيه ١١٦ .