دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥
وجه تسميه اين نيرو به «جهل» ، دقيقا همان وجه تسميه ناميدن نيروى مقابل آن به «عقل» است . اين نيرو، نام هاى ديگرى نيز دارد كه شرح آن در مبحث آفرينش نادانى آمد . چنان كه در باب اوّل از «نشانه هاى خرد» آمد، همه زيبايى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى (مانند : خير ، علم ، معرفت ، حكمت ، ايمان ، عدالت ، انصاف ، اُلفت ، رحمت ، مودّت ، رأفت ، بركت ، قناعت ، سخاوت ، امانت ، شهامت ، حيا ، پاكيزكى ، اميد ، پيمان دارى ، صدق ، بردبارى ، صبر ، فروتنى ، غنا و نشاط) از سپاهيان خرد ، شمرده شده اند. در مقابل آنها نيز همه زشتى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى (مانند : شر ، جهل، [١] حماقت ، كفر ، ستم ، جدايى، قساوت ، قطع رحم ، عداوت ، بغض ، غضب ، مَحق ، حرص ، بخل ، خيانت ، كودنى ، جَلع ، پرده درى ، پليدى ، نااميدى ، خيانت ، دروغگويى ، ناشكيبايى ، بى تابى ، تكبّر ، فقر و كسالت) از سپاهيان نادانى ، شمرده شده اند . انسان در انتخاب و پرورش هر يك از اين دو نيرو و پيروى از آن ، آزاد است . او مى تواند از نيروى خرد خود پيروى كند و با احياى آن، نيروى نادانى و يا نفْس امّاره و شهوت را بميراند [٢] و با پرورش سپاهيان خرد ، به مقصد اعلاى انسانيت برسد و خليفه خداوند متعال شود ، و نيز مى تواند با پيروى از نيروى نادانى و پرورش سپاهيان آن ، به اسفل السافلين، سقوط كند . [٣]
[١] . مقصود از جهلى كه از «سپاهيان نادانى» شمرده مى شود ، جهلى است كه از جهل به معناى چهارم ـ كه جهل اصلى و در مقابل «خرد» است ـ سرچشمه مى گيرد و در مقابل «علم» قرار دارد .[٢] ر . ك : ص ٤٤١ ح ٦٤٧ .[٣] تين : آيه ٥ : «ثُمَّ رَدَدْنَـهُ أَسْفَلَ سَـفِلِينَ ؛ سپس او را به پست ترين [ مراتب] پستى باز گردانيد» .