حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٨٦ - جناب آقاى نخستوزير
است البته آزاد هستند ولكن آنوقت جاى هيچ توقعى باقى نخواهد ماند. آقاى يثربى گفت كه درك مطلب كرده است ميرود و با آقاى گلپايگانى صحبت ميكند اگر موافقت كرد بنام نماينده ايشان باز با من ملاقات ميكنند و اگر نكردند بنام يك روحانى معمولى. ايشان رفتند و ساعت ٤ بعدازظهر اطلاع دادند كه آقاى گلپايگانى اجازه ندادهاند كه بنام نماينده ايشان با من ملاقات داشته باشند و شخص ايشان را هم معاف دارم. در ضمن آقاى گلپايگانى هم گفته بودند كه حتما آقاى شريعتمدارى مذاكراتيكه با ايشان داشتهاند با ما در ميان خواهند گذاشت و از جواب صريح دادن طفره رفته بود.
آقاى خوانسارى: روز شنبه با تماس با آقاى حاج عباسعلى اسلامى ترتيب ملاقات با آقاى خوانسارى در منزل ايشان براى ساعت ٤ بعدازظهر داده شد.
در ساعت مقرر بمنزل ايشان رفتم و ضمن تشكر از همكاريهاى ايشان در كار معاودين اوضاع آرام ايران و روبه كمونيست رفتن افغانستان و وضع همسايگان ايران را به تفصيل بيان داشتم.
بعد از رويه جمعى از روحانيون كه ندانسته باعث ناراحتى ميشوند صحبت بميان آمد. باتوجه به اينكه آقاى خوانسارى بيشتر در جهت منافع حقيقى مردم هستند البته با لحنى ملايمتر ولكن همه مطالب ذكر شده بيان شد. ايشان نه نفيا و نه اثباتا صحبتى نكردند ولكن از اينكه كار معاودين بطرز مطلوبى برگذار شده است اظهار امتنان داشتند. مسئله افغانستان نيز در ذهن ايشان اثر مطلوبى داشت باين معنى كه متأسف شدند چرا يك كشور مسلمان دارد رو به كمونيستى ميرود. اين ملاقات در حدود نيم ساعت طول كشيد. در موقع خروج فرزند ايشان گفتند اگر آقاى خوانسارى اظهار عقيده نميكنند چون بيم دارند كه در موقع نقلوقول اشتباهى رخ دهد و پيام يا[١] چيزى را بر آن اضافه يا كم
نمايش تصوير
[١] اصل: بر.