حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٢١٠ - موضوع اقدامات گروه ضربت
رفته و در يكى از دهات و گفته من خود گلپايگانى هستم بجاى من در ده رفته بود چطورنميتوانند مهر مرا جعل كنند جواهرى گفت اعلاميه را در منزل شما گرفتهاند گلپايگانى گفت در خانه من شايد ولى سئوال كنيد از چه كسى گرفتهاند تا برويم روبرو كنيم و سازمان امنيت فعلًا فقط با من مبارزه ميكند و خيلى كارها كردند شايد بتوانند مرا بطرف خودشان بكشند چندى قبل خواستند با من ملاقات كنند ولى من بهيچوجه حاضر بملاقات نشدم لذا براى من پيغام دادند كه كارى بر سرت بياوريم كه زنهاى قمى با لنگه كفشهايشان ترا از قم بيرون كنند. اين كارها تمام دست دولت است اينهمه تهمت و چيزهايى كه در اعلاميه و راديو و بصورت جزوه برعليه من چاپ و منتشر كردند تمام دست دولت است و حتى گفتند كه آقايان را كه تبعيد كردهاند من دستور دادهام. يكى از آقايان معاودين روزى بمن گفتند تمام اشخاصى را كه در عراق تبعيد كردهاند از طرف بيت آقاى خوئى بوده گفتم شما از كجا خبر داريد گفت حزب بعثىها گفتهاند سئوال كردم شما حزب بعث را كافر ميدانيد يا مسلمان گفت كافر گفتم چطور حرف كافر را باور كردى آنها ميخواهند آبروى آقاى خوئى را ببرند لذا مرا هم همينطور اعلاميه را باسم من پخش ميكنند ولى كى پخش ميكند كجا پخش ميكند؟ چه كسى پخش ميكند؟ در اين هنگام شيخ قدرتاله عليخانى بلند شد و گفت با اجازه حضرت آيتاله اين طلبهها كه آمدهاند در اينجا آمدهاند از شما تقاضا كنند كه سيدمهدى گلپايگانى را از حوزه اخراج كنيد. مگر من چه كرده بودم كه سيدمهدى فرزند شما چند نفر لات چاقوكش را شب فرستاد در منزل من بجان شما كور شوم اگر دروغ بگويم. بجان دو بچهام كه آن شب بمنزل نرفتم زنم فهميد و تا صبح زن و بچهام ناراحت بودند اين طلبهها آمدهاند بگويند كه مهدى گلپايگانى بايد از حوزه اخراج شود (طلبهها با صداى بلند
نمايش تصوير