حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٨٢ - جناب آقاى نخستوزير
جناب آقاى نخستوزير
احتراما باستحضار ميرساند: باتوجه بمذاكراتيكه شد از آقاى فرماندار قم خواسته شد كه به تهران بيايد تا از آخرين تحولات آن منطقه اطلاع حاصل شود.
روز سهشنبه ساعت ١١ صبح به قم وارد شدم و پس از زيارت حرم مطهر از اردوى راندهشدگان بازديد كردم كه خوب بود. بعد از اين بازديد اظهار تمايل كردم كه از آقايان حجج اسلام ملاقات نمايم. مستمسك ملاقات را تشكر از همكارى در كار معاودين قرار دادم تا باين وسيله گفتنيها را با آنها در ميان گذارم. ميبايست با سه نفر از آقايان ملاقات ميكردم آقاى شريعتمدارى- آقاى نجفى مرعشى- آقاى گلپايگانى. همه جا مىگفتم كه يك نفر مسلمان هستم كه وظيفه شرعيم ايجاب مىكند كه امر بمعروف و نهى از منكر كنم قصدم از اين صحبت كردن اين بود كه اگر توفيق ملاقات دست نداد در شهر تعبيرهائى نشود. مطلب ديگر اين بود كه در ملاقات با آقاى شريعتمدارى رئيس شيروخورشيد و نماينده روزنامه اطلاعات كه هر روز در تمام محافل رفتوآمد دارند و تقريبا فضولباشى شهر هستند شركت داشتند در ملاقات با نماينده آقاى گلپايگانى فرماندار و نماينده روزنامه اطلاعات شركت داشت در موقع صحبت با نماينده نجفى كسى نبوده منظورم اين بود كه بعدها آقايان بتوانند صحبتى را تحريف يا مطالبى را بنفع خود منتشر نمايند. باتوجه باين اصول اقدامات لازم براى ملاقات با سه نفر نامبرده آغاز شد:
آقاى شريعتمدارى: قرار گذاشته شد كه ساعت يك بعدازظهر در منزل با ايشان ملاقات كنم بمنزل ايشان رفتم و در جلسه علاوه بر همراهان من داماد آقاى شريعتمدارى و نماينده ايشان حضور داشتند. بعد از تعارفات و تشكرات همكارى در كار معاودين اوضاع آرام ايران و گرفتاريهاى همسايگان و اينكه افغانستان رو به كمونيستى ميرود را به تفصيل بيان نمودم. بعدا صحبت را به
نمايش تصوير