حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٨٥ - جناب آقاى نخستوزير
آقاى گلپايگانى: براى ملاقات آقاى گلپايگانى هم از بدو ورود اقدام لازم شد خودشان كه روى نشان نميدادند بوسيله يكى از محرمان ايشان مذاكراتى شد كه تا ساعت ٩ شب ادامه داشت و چهارشنبه نيز كه منظور ملاقات بود توفيق حاصل نشد. صبح روز چهارشنبه يكى ديگر از نزديكان آقاى گلپايگانى كه روحانى است و بنام آقاى يثربى است در منزل فرماندار ملاقات كردم و چون ميدانستم كه شايد فرصت ديگرى براى گفتن مطالب نداشته باشم خيلى شديد با او مطالب را در ميان گذاشتم. گفتم چرا آقايان را خواب غفلت گرفته است اجتماع و مردم ايران خمينى را فاسد و فاجر و خائن ميداند. آقايان معترض هستند كه چرا به شخصى كه لباس روحانى به تن دارد توهين شده است. آقايان توقع دارند كه نام يك نفر خائن به دين و مملكت را باسلام و صلواة بياورند. همچنين گفتم كه دولت ناچار است براى حفظ امنيت كه بيشتر از هركس اين آقايان از آن بهره ميبرند هر اقدامى كه ضرورى ميداند بجا آورد. من از آنروز مىترسم كه حضرات حتى نتوانند از منزل خارج شوند و بمحل درس و مسجد براى اداء فرائض دينى بروند. اين دولت است كه اين تأمينات را براى آنها بوجود آورده است. آقايان كه قدرت ندارند جلوى چهار تا مكلايا روحانىنما را بگيرند بايد شاگرد دولت باشند كه از همه نعم برخوردارند. شنيدهام كه آقايان گفتهاند ما با دولت كارى نداريم. چطور ميشود قبول كرد كه اين حرف را آقايان زده باشند. دولت نان، آب، برق، تلفن و پست و از همه مهمتر امنيت را براى آنها فراهم ميكند بعد آنها ميگويند ما با دولت كارى نداريم. چطور ميشود با عامليكه اين همه كار را انجام ميدهد كارى نداشت. من بايد بگويم كه دولت با آقايان كار دارد. حضرات بايد دست از مجامله بردارند و تقيه نكنند. اگر مىخواهند از مزاياى بى حد و حصر كه از آن متنعم هستند برخوردار باشند بايد در جهت منافع مردم كه دولت حافظ آنست قدم بردارند. اگر صرفه و صلاح ايشان در انتخاب راه ديگرى
نمايش تصوير