حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦٣٣ - موضوع آيتاله گلپايگانى
از: ٢١ ه تاريخ: ٢٤/ ٢/ ٣٧
به: ٣١٢ شماره: ٥٥٣٤/ ٢١
موضوع: آيتاله گلپايگانى
ساعت ١٠٠٠ روز ٢٢/ ٢/ ٣٧ به بيمارستان گلپايگانى مراجعه كردم سيدمهدى گلپايگانى كه تازه از لبنان مراجعت نموده بود به اتفاق سيدجعفر خوانسارى به قم آمده و در بيمارستان حضور داشت طبق دستور دكترها آيتاله گلپايگانى ممنوعالملاقات بود و مرتب از قم و شهرستان جهت احوالپرسى مراجعه ميكردند يا با تلفن تماس ميگرفتند ساعت ١١٣٠ آقاى شيخ عبداله نظرى كه يكى از علماء مازندران است براى ملاقات به بيمارستان آمد ولى موفق به ملاقات نشد شيخ يحيى نورى معروف به علامه نورى كه از علماء تهران است به اتفاق حدود ٢٠ نفر از كسبه تهران آمده بودند به بيمارستان در اطاق رئيس بيمارستان نشسته بودند سيدباقر فرزند كوچك گلپايگانى سيد مرتضى علوى و لطفاله صافى دامادهاى گلپايگانى نيز حضور داشتند علامه نورى اظهار داشت منظور از آمدن من براى عيادت آقا بود ولى موضوع ديگر اهانتى است كه به بيت آيتاله گلپايگانى شده است يعنى در حقيقت به پيغمبر و ائمه طاهرين شده است لذا بيش از اين نبايد نشست و ساكت بود كه اين پيشآمدها تكرار شود سيدباقر اظهار داشت كه اينها قصد داشتهاند پدرم را بكشند چون وقتى كماندوها به منزل ريختند ميگفتند گلپايگانى كجاست نورى اظهار داشت وقتى تفرقه وجود داشته باشد در هر اجتماعى از اين پيشآمدها ميشود بايد اتحاد باشد و تماس علماء در هر كجا هستند با مردم يك صدا و همآهنگ باشند و چنانچه تعطيل كردند تمام منويات را ما يكصدا بگوئيم لطفاله صافى اظهار داشت در اين مورد بايد جلسهاى تشكيل داد و نشست و صحبت كرد اينطور نميشود تصميم گرفت.
نمايش تصوير