حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٨٣ - جناب آقاى نخستوزير
مسئله روز كشاندم و وظيفه دولت را در حفظ نظم گفتم. متذكر شدم كه اگر چند نفر پليس به لباس روحانيت باعث شوند كه حوزه درس آقايان تعطيل شود اگر دولت مسلط بر اوضاع نبود اصولًا مخالفين فرصت نميدادند كه حوزه درس تشكيل شود تا عده معدود آنرا تعطيل كنند اگر مىخواهند كه اوضاع آرام فعلى كه بنفع همه است محفوظ بماند بايد وحدت كلمه و وحدت عمل داشته باشيم.
اين قابل قبول نيست كه عده خود را فارغ از هرگونه مسئوليت بدانند ولكن از حداكثر نعم برخوردار باشند. گفتم آقايان چرا اجازه ميدهند كه هركس از هر كجا كه رسيد بدون گذراندن مدارج لباس روحانيت بر تن كنند و باد در گلو بياندازد و حتى خود آقايان را هم قبول نداشته باشد. اينكار ضابطه و ملاك مخصوص بايد داشته باشد. آقاى شريعتمدارى كه روشنبينتر از ديگران هستند ضمن تاييد مطالب گفت حوزه قم از اوضاعى كه پيش آمد متأسف است و براى استفاده از لباس هم طرحى دارند.
گفتم كه بسيار بجا خواهد بود كه اعلام نظر كنند تا از اين نابسامانى جلوگيرى شود. چون مذاكرات بطول انجاميد ناچار ناهار را هم در منزل ايشان خوردم و اين كمتر اتفاق ميافتد.
در طول ٢ ساعت كه مذاكرات انجام گرفت همه گفتها باتوجه به ادب و نزاكت ولكن در نهايت صراحت بيان كرديد و بسيار مؤثر بود.
آقاى نجفى مرعشى: در بدو ورود به كسانيكه با ايشان مراوده دارند اطلاع دادم كه مىخواهم ايشان را ملاقات كنم. قرار شد روز سهشنبه ساعت ٣٠- ٣ در محل درسشان ملاقات دست دهد. ساعت مقرر به محل درس باتفاق همراهان رفتم. ملاحظه شد كه مجلس ختم است. من بروى خود نياوردم و وارد مجلس شدم. معلوم شد كه ايشان به مجلس آمدهاند وليكن قبل از ساعت ٣- ٣ از
نمايش تصوير