حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٢٠ - موضوع تظاهرات طلاب
ندارم. ما درسها را تعطيل كرديم ولى نبايد كه بهمين جا اكتفا كنيم ما بايد با آقايان ديگر هم صحبت كنيم تا آنها هم با ما اقدام كنند.
سخنرانى گلپايگانى كه تمام شد جمعيت بطرف منزل شريعتمدارى حركت كردند و در مسير خيابان شعار ميدادند و مامورين با اتومبيل به تظاهركنندگان حمله بردند آنها هم به مامورين سنگ پرتاب ميكردند تا بمنزل شريعتمدارى رسيدند در منزل ايشان طلبهاى بنام سيد كاظم رضوى كشميرى بلند شد و گفت حضرت آيتاله الآن كه ما از منزل آيتاله گلپايگانى به منزل شما ميآمديم سرهنگ جوادى دستور شليك داد و با تراكتور به ما حمله كردند شما بدرد دل ماها برسيد شريعتمدارى سخنرانى كرد و گفت چون من مريض هستم نميتوانم صحبت كنم ولى امروز صبح روزنامه را خواندم خيلى متاثر شدم و بايد اين شخص كه توهين كرده مجازات شود ما اقدام ميكنيم حرف ما را گوش نميدهند ولى اين را بدانيد اينها همه بضرر خودشان است چون همه مردم ايشان (خمينى) را ميشناسند ولى شما آرام باشيد و متحد باشيد معلوم ميشود شما ما را قبول داريد كه به اينجا آمديد پس بگذاريد ما با آقايان مشورت كنيم تا ببينيم چه بايد كرد. سخنرانى شريعتمدارى كه تمام شد چون مقارن با ظهر بود لذا اعلام كردند عصر ساعت ٣ قديم منزل آقاى نجفى جمع شويد.
ساعت ٥/ ٣ طلبهها در منزل آيتاله نجفى جمع شدند آيتاله نجفى سخنرانى كرده و گفت من ايشان را (خمينى را) خوب ميشناسم ما هشتاد سال است با هم رفيق هستيم ايشان با اين حرفها كوچك نمىشود من اقداماتى كردهام و نامه براى آقاى نورى در تهران نوشتهام كه ايشان هم اقدام كنند.
بعد از اتمام سخنان نجفى طلاب بمنزل سيد صادق روحانى و آقا مرتضى حائرى رفتند كه من
نمايش تصوير