لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١١٩ - فائده دوازدهم بدان كه علم بهترين عبادات است
مىشناسد به عزت، و هر كه خود را شناخت به فقر و احتياج خداوند خود را شناخت به غنى و عدم احتياج، و هر كه خود را شناخت به فنا و عدم خداوند خود را شناخت به بقا و قدم، و على هذا القياس از صفات متضاده و جميع اين معانى حق است و مىتواند بود كه همه مراد حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه باشد، بلكه اگر كسى تفكر كند از اين معانى به معانى ديگر راه مىبرد چنانكه جمعى از طالبان معرفت الهى شبى از اين شكسته معنى اين حديث را استفسار نمودند تا قريب به سحر مذكور مىشد از معانى و بعضى شمرده بودند هفتاد معنى گفته بودم و اللَّه تعالى يعلم.
ديگر در معرفت ضرور است كه بداند كه صفات ذاتيه الهى عين ذات مقدس او است چنانكه احاديث متواتره بر اين مضمون وارد شده است باين معنى كه ذات غير صفات ايشانست و نفس ناطقه مخلوق عالم مىشود، و آن چه ما بعلم مىدانيم حق سبحانه و تعالى بذات مىداند و ليكن لازم نيست كه بداند چگونه مىداند چون علم عين ذاتست و دانست ذات از محالاتست به اخبار متواتره و اتفاق عقلا، هم چنين صفاتى كه عين ذاتند دانستن آنها نيز از محالات است، و مىبايد بداند كه علم الهى بجميع مكنونات قبل از وجود ايشان مثل علم اوست به اينها بعد از وجود ايشان و نه چنين است كه بر علم او چيزى بيفزايد بعد از وجود علم او احاطه كرده است همه اشياء موجوده و معدومه را و قدرت او نيز محيط است به همه اشياء و بداند كه حق سبحانه و تعالى سميع و بصير و مدركست و مستغنى كه مسموعات و مبصرات و مدركات همه نزد او ظاهر است، و عالم است به همه اشياء، و حيات الهى عبارت است از وجود و تعالى شأنه كه عين ذات او نيست بلكه ذات مقدس او محض وجود است، و وجوب وجود او بمعنى تأكد وجود است نه معنى زايد بر آن.
و اراده الهى بنا بر احاديث صحيحه كثيره عبارتست از تعلق قدرت الهى