لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠١ - آب پاك و پاك كننده است
نيست زيرا كه فرقست ميان نمك ذاتى و عارضى، شايد ذاتى مؤثر در اضافه نباشد و عارضى باشد، و ليكن خلافى صريح از علما نديدهام، پس اگر در صحراى نمك آبى ايستاده باشد و شور باشد و كر باشد ازاله نجاست، و وضو، و غسل توان كردن، خصوصا هر گاه آن آب را نمك آب نگويند كه در اين صورت بىدغدغه است، و اگر نمك آب گويند و آبى ديگر بهم رسد بهتر آنست كه به آن آب طهارت كنند هر چند به مجاورت نمك شور شده باشد كه اين شورى ضرر ندارد.
و اما آب چاه كه طهور است گر بكشند از چاه و به آن ازاله حدث يا خبث كنند بىدغدغه مطهر است، و هم چنين اگر يك كر آب از چاه بكشند اگر نجاست بر آن وارد شود نجس نمىشود، بلكه آن نجس را پاك مىكند هر گاه عين آن زايل شود، اما اگر نجاستى در چاه افتد اكثر قدماى اصحاب چاه را نجس مىدانند، و اكثر متأخرين پاك مىدانند، و پاك بودن اظهر است چنانكه خواهد آمدن، و چون ظاهر آيات مطهريت مطلق آبست پس هر حديثى كه دلالت بر طهارت آب چاه كند موافق آيه خواهد بود و عمل به آن لازمست و اللَّه تعالى يعلم. و ظاهرا مراد صدوق از مطهريت چاه معنى اولست چنانكه خود در امالى تصريح به آن كرده است.
(و قال الصّادق جعفر بن محمّد صلوات اللَّه عليهما كلّ ماء طاهر الّا ما علمت انّه قذر)
يعنى حضرت فرمودند كه هر آبى پاكست تا ندانى كه نجس شده است يا نجس است. و محمد بن يعقوب كلينى، و شيخ طوسى بعنوان صحيح و قوى همين مضمون را روايت نمودهاند از آن حضرت صلوات اللَّه عليهما باين عبارت كه
«الماء كلّه طاهر حتى يعلم انّه قذر.»
و شيخ بعنوان موثق از آن روايت كرده است كه
«كلّ شىء نظيف حتّى تعلم انّه قذر.»
و همه يك مضمونست و دلالت مىكند بر آن كه اگر به آبى رسيم و ندانيم