لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٧ - خطبة المؤلف
(و أمرتهم بنصب حجج معصومين)
يعنى امر كردى پيغمبران را كه نصب نمايند بعد از خود اوصيائى چند را كه معصوم بوده باشند.
علامه حلى در كتاب الفين هزار برهان ذكر كرده است كه لازم است كه امام معصوم بوده باشد، و چون عصمت امريست كه بر آن اطلاع ممكن نيست مگر حق سبحانه و تعالى را پس ناچار است از نص نبى يا وصى معصوم بر او. و در آيات و روايات هست كه همه انبياء وصيت نمودهاند، و وصى از براى خود مقرر ساختند، على الخصوص پيغمبر آخر الزمان ٦ كه در غدير خم و غير آن نصوص متواتره فرمود بر امامت ائمه اثنا عشر چنانكه خواهد آمد در باب وصيت، و در آنجا مجملى مذكور خواهد شد.
(يدعون إلى سبيلك بالحكمة و الموعظة الحسنة)
يعنى حال آن كه حجج يا انبياء و حجج كار ايشان اين بود كه خلق را دعوت مىنمودند، و مىخواندند به راه معرفت و عبادت تو به حكمت و موعظه نيكو. مشهور آنست كه مراد از حكمت كتاب اللَّه است، و مراد از موعظه سنت نبى اللَّه است ٦، و بعضى گفتهاند كه حكمت اصول دين است كه دلايل او معلوم است، و موعظه فروع دين است، يا آن كه حكمت آنست كه با علما به براهين سخن گويد، و موعظه حسنه با عوام به خطابيات. و اظهر آنست كه حكمت عبارتست از آن كه ايشان را بحسب مصلحت وقت هدايت نمايد گاهى به دلايل، و گاهى به شمشير، و موعظه حسنه نصيحتهاى مشتمل بر وعد و وعيد است و اللَّه تعالى يعلم.
(لئلّا يكون للنّاس عليك حجّة بعدهم)
يعنى پيغمبران مؤيد به معجزات فرستادى با كتابها و با بشارت و انذار از روى حكمت و موعظههاى نيكو تا نبوده باشد آدميان را حجتى بر تو بعد از فرستادن پيغمبران، و نگويند كه اگر پيغمبران مىفرستادى هر آينه ما ايمان مىآورديم و بندگى مىكرديم، و اين