لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٣ - خطبة المؤلف
ثواب شوند و اينها همه ثمرات لطف الهيست چنانكه گذشت. و رد است بر اشاعره كه قايل به استحقاق نيستند بر خلاف آيات قرآن مجيد كه همه جا حق سبحانه و تعالى فرموده است جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ* و امثال آن. و چون تكاليف را ناچار بود از آلتى چند كه بدون آن ممكن نبود و تكليف ما لا يطاق بود و اول و اهم آنها عقل بود ذكر كرد كه:
(فاكملت لكلّ مكلّف عقله)
پس كامل گردانيدى از براى هر مكلفى عقل او را، پس مجنون و طفل را تكليف نفرمود چون قابليت خطاب و فهم تكليف نداشتند. و مراد ازين عقل عقلى است كه مدار تكليف بر آنست، و غالب اوقات قريب به بلوغ تمام مىشود، و كمالش را نهايت نيست، و پاره از آن به تجربهها زياده مىشود، و بيشترش به تحصيل علم با عمل كه به مرتبه روح مقدس مىشود، و در اين مرتبه از جناب اقدس الهى فايض مىگردد عقلى كه به آن حقايق اشيا را كما هى ادراك مىتواند كرد و مىكند، و در اين صورت البته متوجه دنيا و ما فيها بلكه متوجه بهشت و نعيم آن نيز نمىشود، بلكه لمحهاى از معشوق حقيقى به ديگرى نمىپردازد، و اكثر برآنند كه عقل نفس ناطقه است، يا مراتب نفس است، يا جوهريست مجرد كه بمنزله و زير نفس است، و آن بحسب مراتبى كه دارد اسامى آن مختلف مىشود، و روح نيز به سبب آن كامل مىشود.
و انواع مراتب هر دو چهار است. اما عقل پس در مرتبه اول او را عقل هيولانى مىنامند، و آن مرتبه قابليت محض است كه هيچ كمال علمى او را بالفعل نگرديده باشد، عقل هيولانى كه قبل از بلوغ دارد و محض قابليت است و بعد از آن عقل بالملكه است و بتدريج به سبب تحصيل كمالات عقل مستفاد مىشود، و بعد از آن عقل بالفعل.
و هم چنين اول مراتب نفس در عمل نفس اماره است، و ديگرى لوامه است، و ديگرى ملهمه است، و ديگرى مطمئنه است. و چون مراتب عقول و