دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٧٧ - اظهار صفا به حضرت مصطفى ص
١٧٨٦- خيلى از مواقع شخص باوقار از ناراحتى مىخندد، درعينحال قلب وى از آتش آزار آه مىكشد.
|
هرچند كه من باده غم مىنوشم |
وز آتش غصه هر نفس مىجوشم |
|
|
چون وهم كنم كه دشمنان شاد شوند |
از أهل زمانه حال خود مىپوشم |
|
پرهيز از خوشروئى با ناكسان
١٧٨٧- از
شنيدن حرفهاى عصبانىكننده كر مىشوم و حلم را پيشه خود مىسازم كه حلم با من
مناسبتر است.
١٧٨٨- من از پرحرفى پرهيز مىكنم، تا پاسخى ناپسند نشنوم.
١٧٨٩- آنگاه كه نادانى جاهل را بسوى خود جذب كنم (و پاسخ بدهم) من از او نادانتر هستم.
|
جاهل كه دهد هميشه دشنام تو را |
خواهد كه كند سخره أيّام تو را |
|
|
بايد كه جواب او نگوئى ور نه |
سازد به ميان خلق بدنام تو را |
|
١٧٩٠- از ديدار مردان مغرور مشو، هرچند خود را بيارايند و يا از در حيله وارد شوند.
١٧٩١- زيرا جوانانى كه بينندگان را به تعجب مىاندازند و خود را جا مىزنند چهبسا چند زبان و چند چهره دارند.
١٧٩٢- آنگاه كه به تو مىرسد شايستگىها فراموش مىگردد و رذالت و پستىها بيدار مىشود.