دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٥٩ - نفى تأثير كواكب و نجوم
|
مردى كه ز قيد نيك و بد آزاد است |
داند كه حديث اين جماعت باد است |
|
جدائى درعين وصال
١٧١٩- گفتند دوستت به تو نزديك است و تو
در دوستى حيران و سرگردانى.
١٧٢٠- من در پاسخ گفتم: گاهى آب پاك روى دوش شتر حمل مىگردد و شتر حركت مىكند، درصورتىكه خودش تشنه است.
|
آن مه كه چه روز روشنى يافت شبش |
درعين وصال مىنمايم طلبش |
|
|
مانند شتر كه آب دارد دربار |
وز غايت تشنگى رسد جان به لبش |
|
تسليت به عمر بن خطاب
١٧٢١- ما كه به
تو تسليت مىگوئيم نه بخاطر اينست كه به زنده ماندن خود اعتماد داريم بلكه تسليت
دادن يك وظيفه دينى است.
١٧٢٢- نه تسليت داده شده بعد از مردن يكى از بستگانش براى هميشه باقى مىماند و نه تسليتدهنده زندگى جاويد مىيابد، هرچند كه چند صباحى زنده بماند.
|
اى بهر عزا سياه پوشيده چه دود |
وز فعل تو گشته أهل حقّ ناخشنود |
|
|
بسيار مخور غم كه فلان شخص بمرد |
او رفت و تو هم در پى او خواهى بود |
|
پرهيز از غربت
١٧٢٣- آى
عزيزان هيچگاه ميل به غربت نكنيد، زيرا غريب هركجا برود