دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٦٧ - رجز عثمان بن ابى طلحه در أحد
١٣٥٧- حمزه در جنگ بدر عتبه را به قتل رسانيد و به دشمن حمله كرد و جهادى بىامان نمود.
|
خورشيد ازل كه بر جهان مىتابد |
هر ذره از او مرا ز خود مىيابد |
|
|
چون فتح و ظفر به وقت خود مرهون است |
در جستن آن مرد خدا نشتابد |
|
١٣٥٨- لشكر مشركين را در جنگ بدر شكست دادم و مردان آنان را به فرار كشانيدم.
١٣٥٩- طلحه سردار مشركين را به لطف خدا مورد حمله قرار دادم.
١٣٦٠- وقتى مورد حمله قرار گرفت به روى صورت به زمين افتاد و من شمشير تيزى را كه صيقلى داده بود از او برداشتم.
١٣٦١- آنگاه كه شمشير را همانند برقى كه در تاريكى مىجهد به حركت در آوردم گويا نمك به زخم طلحه پاشيده شد.
|
دشمن كه نديد غير آزار ز من |
مجروح و شكسته گشت صد بار ز من |
|
|
برداشتهام به او سر از گردن او |
تا جان تنش شود سبكبار ز من |
|
رجز عثمان بن أبي طلحه
در جنگ احد
١٣٦٢- من پسر عبد الدار هستم كه داراى امتيازاتى مىباشم و اي على ٧ تو پيش من كشته مىشوى.
١٣٦٣- اگر كشته نشدى از ترس كشته شدن فرار مىكنى و شكست مىخورى.