دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٩٦ - در بيان فنا و سرعت زوال دنيا
گويا با كفش از كوه بلند لغزيده و به زمين خورده است.
|
هرچند كه از غصه دلم باشد ريش |
وز دست سپهر دون خورم هردم نيش |
|
|
روزى نشود مرا كه روزى طلبم |
از غير خداوند جهان روزى خويش |
|
ثروت و عقل
١٠٦٦- اگر ثروت
از راه زرنگى بدست مىآمد درك مىكردى كه ستارههاى كرانههاى مختلف آسمان در ملك
من است و به آنها چنگ انداختهام.
١٠٦٧- اما اين مطلب هست كه به هركس عقل دادند از ثروت محرومش ساختند، زيرا عقل و ثروت باهم دشمنى فراوان دارند.
|
خوار است كسى كه عقل و حكمت دارد |
جاهل همه روز ناز و نعمت دارد |
|
|
ليكن چه كنم كه جهل در علم خدا |
پيوسته علامتى به حشمت دارد |
|
تسليم خواست خدا
١٠٦٨- به آنچه
خدا براى من مقدر كرده خوشحال هستم و سرنوشت خويش را به آفريدگار خود واگذار
مىكنم.
١٠٦٩- خدا در زمان گذشته به من محبت كرده، همچنين براى آينده هم نيكى خواهد كرد.
|
در ملك بدن چه عقل قاضى باشد |
از قسمت حقّ هميشه راضى باشد |
|